هفته 4 روز 24
همین الان از خونه ی عمم اومدیم،دختر عمم الان پیشمه که صبح با هم بریم جایی که فردا شب میام براتون میگم کجا!سفره واقعا جای هتون خالی بود،نمیدونین چقدر برای گروه پایدار دعا کردم،آخه دیشب یه خواب قشنگی دیدم که مطمئن بودم امروز این سفره خیلی باید جالب باشه اما اصلا حوصله نداشتم.خیلی دپ بودم،صبح چشمامو باز نکرده با بابام بیخودی سر اینکه باید منو ببری دندونپزشکیو اون گفت خودت برو بغض کردمو تا عصری بغضم باز نشد.از اول تا آخر سفره دپسرده بودمو حال نداشتم،چند تا قطره اشکیم که میومد همتونو یاد میکردم،دعای اختصاصی گروهمونم اینو گفتم:"خدا جون خودت به گروه پایدار و اعضاش اراده ی فوق العاده قوی و روحیه شاد و مقاوم عطا کن."نمیدونم اما امروز دلم شکسته بود و تک تکتون جلوی چشمام بودین،ففلی،الی،پرستش،صبا،توئیگی و عاطفه و همــــــــــــــــــتون.
حس میکنم شماها جزئی از وجودمین و در کل برام واقعا با ارزشین،دوستتون دارم.فضای فوق العاده عرفانی ای داشتم امروز.راجع به رژیمم،یه کم کالریم رفت بالاتر از ۱۲۵۰!!!فردا هم بیرونم،امیدوارم زیاده روی اصلا نشه!انشالله.......![]()
| صبحانه: ۹.۳۰ |
۱ ل شیر داغ ۲ تا خرما |
۱۱۰ ۴۰ |
| نهار: ۱۳.۱۵ |
۱ کف دست تافتون ۲ ملاقه خوراک مرغ ۲ ق ماست و زیره ۱ بشقاب سبزی |
۱۵۰ ۲۵۰ ۵۰ ۰ |
| آب: | ۷ لیوان | |
| م.و: ۱۵ | ۴ لیوان چای تلخ | . |
| شام: ۲۰ |
۸ ق برنج ۵ ق قورمه سبزی ۳ ق ماست و خیار یک کاسه سالاد |
۴۰۰ ۲۵۰ ۷۵ ۳۰ |
| بعد شام: ۲۰.۱۰ | یک تکه کوچک موز | ۲۰ |
| نه گفتن: |
کاکائو شیرینی بستنی فالوده غذای بیشتر برای شام(که وای چقدر باز دلم میخواست) |
|
| فعالیتها: |
سر سفره پذیرایی کردن کار با کامپیوتر |
|
| حال روحی: |
وخیم بی حوصله آخر شب هم از خوردنه زعفرونه زیادی بیخودی میخندیدم |
|
| درصد رضایت: | ۷۵٪ | ۱۳۷۷ |
پ.ن:بعد شام شدیدا دلم یک تکه چیز شیرین میخواست که موز یه کم کندمو خوردم!چون از نهار تا شام خیلی مقاومت کردم تو مهمونی چیزی نخورم و موفق بودم کاملا!![]()
پ.ن۲:احتمالا فردا تهرانم و وقت باشگاه رفتن ندارم!![]()
پ.ن مهم:عاجـــقـــتـــونم هــــــــــــــــــوارتـــــــــــــــــــــا
!!! سبز سبز بود حال امروزم!!!عجیب سبز بود!!و شکر خدا جووونم!![]()